خرید بک لینک
ی سایت و پیدا کردم که صدای بارون و پخش میکنه http://www.rainymood.com همین الان داشتم بهش گوش میدادم و کلی لذت بردم ، بارون و از موقعی دوست دارم که با یکی که بهترینم بود زیر بارون نشسته بودیم و حرف میزدیم ، قبلش هم بارون و دوس داشتم ولی از اون ب بعد بیشتر شد ولی چند سالی بود که با بارون اومدن هیچ حسی بهم دست نمیداد، آخه احساسم یخ زده بود دیگه کسی که باهاش خاطره داشتم نبود ، دیگه اون نبود تا باهاش حرف بزنم یادمه روزآی سختی رو گذروندم همون سال بود که مادربزرگم ، خاله هام و دایی هام از ایران رفتن خ

برچسب: نویسنده: کاوه رحمانی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 7:24

یادم نمیاد هیچوقت مامانم نوازشم کرده باشه یا اینکه حتی بغلم کرده باشه اصلا یادم نمیاددددد یادم نمیاد که باهام درد ُ دل کرده بآشه، یادم نمیاد نازم کرده باشه یادم نمیاد دلداریم داده باشه یا حتی بهم اعتماد بنفس داده باشه یادم نمیاد اونموقع هایی که مدرسه میرفتم ی روز صبح ِ زود بیدار شه وبرام صبحونه آماده کنه یا حتی ی لقمه برام درست کنه و برام آرزوی ِ موفقیت کرده باشه و بگه دخترم موفق باشی یادم نمیاد بگه دخترم تو موفق میشی من بهت اعتماد دارم یادم نمیاد بوسم کرده باشه و مثل ِ همه ِ مامانا مهربون باشه

برچسب: نویسنده: کاوه رحمانی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 7:24

صفحه بندی